Super User
    Super User

    در دفتر موسیقی چه می گذرد؟!

    منتشرشده در اخبار و مقالات

    حافظ اصغری

    از نخستین روز سال 97، دفتر موسیقی که چند ماهی بود مدیریتی جدید را به خود می دید با تغییراتی روبرو شد. از تغییر سامانه اخذ مجوز تا تغییراتی در شوراهای اصلی که به مرور معادلات این نهاد مهم هنری را عوض می کرد. دفتر موسیقی که روزانه پاسخگوی ده ها مراجعه کننده حضوری برای اخذ مجوزهای لازم فعالیت های هنریشان بود با تغییراتی در سامانه اخذ مجوز و سیستماتیک شدن این فرآیند از مراجعه کنندگان خواست تا بصورت حضوری کارهایشان را پیگیری نکنند. درخواستی که در عمل محقق نشد. سامانه دفتر موسیقی با احتساب تعطیلات نوروزی عملا دو ماه از دسترس مخاطبین خود خارج بود و به محض راه اندازی با انبوهی از ترانه ها و قطعات موسیقی انباشته شده مواجه بود و شوراهای مربوطه ای که غافلگیر شده بودند. این انباشت و غافلگیری زمانی مضاعف شد که سیاست جدیدی نیز به این نهاد اضافه شد و آن اقدام اشخاص حقیقی برای اخذ ترانه و تک قطعه موسیقی بوسیله سامانه بود.
    سیاستی که تا به امروز مخالفین بسیاری از جمله موسسات فرهنگی هنری و همچنین شوراهای ترانه و موسیقی را به همراه داشته است. شاید این اقدام در ظاهر دست های واسطه و به اصطلاح دلال بین هنرمند و این نهاد موسیقی را کوتاه می کند ولی به طور طبیعی این اقدام باعث نادیده گرفتن و حذف تدریجی ناشرین و همچنین حجم بسیار بالای کارهای ارسالی به دفتر موسیقی شد تا ترافیک کارها زیاد و در نتیجه مراجعه حضوری برای پیگیری امور دوباره از سر گرفته شود. نکته اینجاست که ارسال کارهای متعدد و غیر استاندارد از جانب هر شخص حقیقی و همچنین حذف ناشر که می توانست نقش فیلترینگ را برای کارهای ارسالی به دفتر موسیقی بازی کند و موسسات کم کار و منفعل را به کنش صحیح و فنی وادار کند تبعاتی جز هرج و مرج حوزه موسیقی، انباشت کارهای ارسالی و رد کارهای استاندارد به دلیل عدم تمرکز و وقت کافی برای بررسی توسط شوراها به همراه ندارد.
    این تغییرات در ادامه با استعفای محمدعلی بهمنی، رئیس شورای ترانه و مشکلات و حواشی ای از قبیل سرقت ادبی صورت گرفته از سوی حمید هیراد و رد مجوز ترانه های آلبوم ابراهیم محسن چاوشی همراه بود. سرقت ادبی ای که انتقادات نسبت به شورای ترانه را چند برابر و این شورا را به وساطت برای جلوگیری از قانون حقوق معنوی آثار متهم کرد. همچنین آلبوم ابراهیم که باعث انتقادهای تند اهالی ترانه همچون یغما گلروئی به ممیزی های موجود در ترانه شد و پای مدیرکل دفتر موسیقی را به میان کشید.

    سخت گیرانه تر شدن فعالیت هنرمندان کار اولی که در سایت های غیرمجاز اثری را منتشر کرده بودند و هنوز قانون و مکانیزم مشخصی برای جرم دانستن و یا مجازات هنری آن تعبیه نشده است از یک طرف و از طرفی دیگر ممانعت از اخذ مجوز اثر هنری که در گذشته در فضای مجازی انتشار یافته، دو سیاست جدید دیگر در راستای سیاست های سخت گیرانه قبلی بود که اجرا شد. این در حالی ست که در دوره مدیریت سابق این نهاد، با تشکیل شورایی از کارشناسان برای بررسی این موارد، سخت گیری ها کمتر و گاهی با یک تعهد کتبی، منع فعالیت هنرمندان برطرف می شد. پرسش اینجاست که چرا فضایی هایی که به این دشواری؛ باز و راه چاره ای برای آن اندیشیده شده بود دوباره بوسیله مدیریت دفتر موسیقی بسته شد و به عقب برگشتیم!؟

    هرچند حذف دریافت لوح فشرده موسیقی، جلد آلبوم موسیقی، تعهدنامه متقاضی و همچنین حذف مرحله کتابخانه ملی به صورت حضوری و تبدیل همه این موارد بصورت سامانه ای که در ادامه سیاست های دوره قبل دفتر موسیقی بود کمک شایانی مخصوصا به هنرمندان شهرستانی کرد تا به جای چند مرحله به صورت حضوری، بصورت آنلاین کارهایشان را پیگیری کنند اما به طور کلی در پیش گرفتن سیاست های جدید دفتر موسیقی به عنوان مهم ترین نهاد موسیقی کشور که باید حامی و مشوق فعالین، هنرمندان و ناشرین موسیقی باشد شاید دقیقا در مقابل آن هاست. سیاست گذاران و مدیران کلان موسیقی کشور باید در پی آن باشند تا چندصد موسسه و کمپانی موسیقی کشور را با سیاست های درست به فعالیت حرفه ای تشویق کنند اما متاسفانه فهم همگانی از سیاست های آن ها این است که موسسات را واسطه می پندارند و چیزی از ارکان مدیریت موسیقی نمی دانند!

    ادامه مطلب...

    تیم ورک

    منتشرشده در اخبار و مقالات

    فرهنگ تیم وُرک یک نیاز در جامعه ایرانی و آسیب های نبود آن در حوزه موسیقی

    آغاز سخن:

         چند سال پیش که از پیروزی های پی در پی تیم ملی والیبال ایران در سطح بین المللی با خبر شدم با وجود نداشتن گرایش چندانی به این ورزش، شادی عمیقی را در درونم احساس می کردم. ورزش ایران پس از موفقیت های گوناگون در رشته های انفرادی، در یک رشته تیمی نیز توفیقی جهانی به دست آورده بود! رویدادی که شادی مردم یک سرزمین را رقم زد. شادمانی که یکی از ابزارهای جامعه ی پویا، در راه پیشرفت است و کار تیمی می تواند بسیاری از این دست پیروزی ها و رسیدن به ایده آل ها را در دسترس قرار دهد. به نظر می رسد بزرگترین دست آورد حضور مربیان نام آشنای خارجی در ورزش ایران، تیم سازی حرفه ای به معنای واقعی آن است. آن چه که کودک ایرانی باید از همان آغاز ورود به سیستم آموزشی فرا گیرد. چیزی که به عنوان ورزشکار حرفه ای در جوانی و بزرگسالی به آن نیازمند بوده و به سختی به او آموزانده می شود.

         یکی از بزرگترین آسیب های آموزش و پرورش سراسر ایراد ایران، نبود آموزش و راهکار های درست در گسترش فرهنگ کارهای تیمی است. کودکان در کشورهای پیشرفته تر می آموزند که چگونه موفقیت خود را در یک تیم با دیگر هم تیمی هایشان تقسیم کنند، یاد می گیرند هر عضو گروه و تیم در جایگاه خود اهمیتی ویژه دارد که وی را ارزشمند می کند و از همه مهم تر « هم افزایی » را می آموزند.

         هم افزایی یعنی دو دو تا می تواند 5 یا بیش از آن باشد! دو نفر اگر دو واحد کار را جدا جدا انجام دهند، در بهترین حالت به 4 می رسند ولی اگر با هم انجام دهند چه؟ هم افزایی معجزه خود را در این حالت نمایان می کند. موفقیت های بزرگ هماره ناشی از معجزه کار گروهی است. موفقیت در موسیقی نیز پیوسته با همکاری تیمی از متخصصین در ساخت، اجرا، مدیریت برند هنری، تبلیغات و.... به دست می آید و کمبود تجربه های تیمی در موسیقی آفتی جبران ناپذیر است.

         با توجه به تفاوت های پایه ای گروه و تیم در دانش مدیریت، بهتر است واژه تیم برای حرکت های جمعی موسیقایی در نظر گرفته شود.

    تیم وُرک در اجرا

        پس از انقلاب اسلامی، موسیقی در ایران دستخوش دگرگونی های بسیار شده، اجراهای کوچک در کافه ها و رستوران ها که آغازی مناسب برای موزیسین های نو پا بود، از دست رفت. اینک پس از گذشت سالها نیز ارکستر های بنیادین کشور در سطح حرفه ای، همچنان با دشواری های بسیاری رو به رو هستند.

             برای نوازندگان ساز های غیر کلاسیک با بازتر شدن فضای اجتماعی، دو راه می ماند   جشن هایی مانند عروسی ها و گاهی هم اجرا های حرفه ای! امروز شاید آرزوی بیشتر نوموزیسین های کشور، داشتن بَندی کاربلد شامل نوازندگان، تجهیزات، صدابردار و تهیه کننده باشد تا بتوانند بر تجربیاتشان افزوده و توانمندی هایشان را به نمایش بگذارند. این سختی ها در همنوازی های گروهی، راه را برای تجربه و لذت بردن از موسیقی پیچیده تر کرده است.

    تیم وُرک در ساخت

           در گذر سال ها و با رسیدن دهه هشتاد، استودیوهای دیجیتال راه را برای موزیک زیر زمینی باز کردند. دیگر لزومی بر تجهیزات گران قیمت و جاگیر آنالوگ نبود. با کمترین امکانات نیز می شد موسیقی ساخت و گاهی بهتر از استودیوهای حرفه ای پر زرق و برق! این روزها دیگر کمتر موزیسین ها و نوازنده ها گرد هم می آیند تا شاهد تولد یک قطعه ناب باشیم. جوانی کم تجربه نیز می تواند با چینش و آزمون و خطای صداهای آماده در کنار هم، آهنگسازی کند که هم ارزان تر و هم مدرن تر است! شوربختانه باید کار تیمی در ساخت موسیقی کشور را کماکان از بین رفته دانست!

    بَند یا خواننده!

            موسیقی بیرون از جهان سوم پر است از بَندهای سرشناس مانند بیتلز، لدزپلین، بلک سبث، پینک فلوید، متالیکا، مگادث، وان دایرکشن و... در برخی دهه ها بندهای موسیقی موفق تر از اشخاص بودند در حالی که موسیقی ایران حتی به شمار انگشتان یک دست نیز گروه موفق و ماندگار در کارنامه خود نداشته است. سبک هایی همانند راک بیشتر بر پایه بَند ها بنا نهاده شده اند تا فرد!

           

         هنگامی که پردازش یک خط ملودی آغاز می شود، بی گمان با همراهی نوازندگان گروه، مهندسین صدا، مدیران تولید و برنامه، احتمال ساخت اثری ماندگار بیشتر است تا نشستن در اتاقی کوچک با شلوارک و عرق گیر؛ پشت سیستمی پر از نرم افزار و صدا. آسان  نیست به تنهایی به اندازه چند متخصص اندیشیدن و ساختن.

    موسیقی و گوناگونی حرفه های آن

    در ساخت یک اثر گاهی سرودن ترانه، آهنگسازی، خوانندگی، تنظیم، میکس و مسترینگ به دست تنها یک نفر انجام شود. در مارکتی پر از تولیدات یک یا دو نفره، نمی توان بر لزوم تفاوت جایگاه میکس من و مستر من در یک پروژه حرفه ای پا فشاری کرد، که چه اندازه گوش ها باید آزموده و تفکیک پذیر باشند تا ایراد ها را بشنوند یا به اهمیت حضور ناظر ضبطی کاردان، اشاره کنیم که راندمان نوازندگان و خوانندگان را هنگام ضبط افزایش می دهد! شاید نسل جدید به حضور موزیسینی حرفه ای به عنوان ناظر ضبط در ساخت موسیقی، نگاهی همانند رانندگان دهه شصت ایرانی به کمربند ایمنی و فانتزی بودن آن داشته باشند.

         گوناگونی و تخصصی بودن حرفه های موسیقی، بیشتر باید توسط دانشگاه ها بررسی و در رشته های تحصیلی جدید گنجانده شود. برای نمونه شاید اگر مدیران وزارت علوم می دانستند که کاربرد «مهندسی صدا» تنها برای ساخت موسیقی نبوده و در بسیاری موارد مانند همایش ها، استادیوم های ورزشی، دوبلاژ و ... نقش موثری دارد؛ هر چه زودتر به صرافت افزودن ده ها رشته مرتبط با حوزه مهندسی صوت می افتادند.      

    موزیسین ها و موزیسین های کامپیوتری

          شاید بتوان کار یک موزیسین را از مشاغل سخت جهان به شمار آورد. در کوتاه ترین تعریف کلاسیک از یک موزیسن باید گفت کسی است که اندوخته ای چشمگیر از دانش و توانمندی موسیقی را داراست. قرار نیست هر نوازنده ای هرچند حرفه ای، موزیسین به معنای تام واژه باشد. نوازندگی، خوانندگی و... تنها بخشی از توانایی های یک موزیسین حرفه ایست.  با گذر زمان المان های نوینی به آموزه های یک موزیسین افزوده شده برای نمونه در سده های گذشته به دلیل نبود ارتباطات جهانی در اندیشه موسیقیدان غربی هم نمی گنجید که در موسیقی دستگاهی ایرانی چه می گذرد؟ ولی امروزه برای همه اهالی موسیقی، شنیدن و آشنایی ابتدایی با دیگر سبکها الزامیست همان گونه که برای یک پزشک پیش از دوره تخصص، گذراندن دوره عمومی پزشکی لازم است. و یا آشنایی با نرم افزار های موسیقی، تجهیزات استودیو حتی صدا و صدابرداری.  بی گمان اگر موزارت در دوره ما می زیست او را هم در استودیویی حرفه ای در حال آهنگسازی می دیدیم.

          امروزه در برابر یک موزیسین و راه های پر پیچ و خمی که پیش رو دارد، کامپیوتر میوزیشنینگ روز به روز فراگیرتر می شود. موزیسین های کامپیوتری هم راه سختی پیش رو دارند تا حرفه ای شوند آنها به خوبی به کار با نرم افزارها آشنایی دارند. بیشتر آنها مهندسین صدای خوبی نیز هستند و همچنین گاهی آشنایی ساده با ساز و دانش آن را، در حد برطرف کردن مشکلاتشان در حین ساخت موسیقی را دارا هستند.

          در صنعت موسیقی، کامپیوتر میوزیشن ها در برابر موسیقیدانهای آکادمیک که همنوازی و کار گروهی از پایه های کار آنهاست، قرار دارند و نماد فردگرایی هستند. در موسیقی ایران هر اندازه که از موزیسین ها آکادمیک کاسته می شود بر موزیسین های کامپیوتری افزوده می شود. به نظر می رسد باید به توازنی تازه از همکاری این دو طیف در ساخت برسیم و یا موزیسین هایی تربیت کنیم که آمیخته ای از موزیسین های آکادمیک و کامپیوتری باشند تا چشم انداز بهتری در انتظار هنر موسیقی باشد.

    موسیقی تک صدایی و چند صدایی

           از دیگر ویژگی های موسیقی شرق، می توان به اهمیت خط ملودی اشاره کرد تا هارمونی یا کنترپوان. به گونه ای هارمونی نمادی از همکاری گروهی نت هاست. از این چشم انداز شاید بتوان موسیقی ایرانی را نوعی از موسیقی با یک خط ملودی یا هتروفونی دانست در برابر موسیقی چند صدایی غربی.

            در گذشته در موسیقی ایرانی همه گروه، یک ملودی را می نواختند حال آن که موسیقی غربی قرن هاست بر پایه ی چند صدایی بنا شده و نخستین جرقه های ایجاد چند صدا به صورت همزمان، برخاسته از اندیشه های فیثاغورث است. در تاریخ موسیقی اصیل ایرانی هیچ گاه شاهد آنچه که در موسیقی کلاسیک، ارکستر نامیده می شود، ( از نظر تعداد نوازندگان، گوناگونی پارت ها، بخش بندی سازها، رهبری ارکستر و... ) نبوده ایم. در موسیقی غربی حتی در همراهی ساده خواننده و ساز هم، نواختن ساده آکورد های یک پیانو یا گیتار با آوازه خوان، بافتی هموفونیک را می سازد؛ حال آن که نمونه های موسیقی ایرانی بر پایه پرسش و پاسخ و یا نواختن همان ملودی خواننده به همراه سازی مانند تار است. از این نگاه، کمبود حرکت های تیمی در موسیقی ایرانی را می توان ژرفناکتر از افراد دانست و بر اساس صداها که بخش اصلی موسیقی هستند بدان نگریست که بررسی این مطلب خود مجالی جداگانه می طلبد.

     

    فرزام توسلی

    ادامه مطلب...

    10درصد پایانی

    منتشرشده در اخبار و مقالات

    حافظ اصغری

    بند الحاقی 5 به تبصره 9 بودجه سال 98، قانونی که به گفته معاون وزارت ارشاد اتفاقی تصویب شد!

    طبق این قانون، وزارت ارشاد موظف است  10 درصد از سود ناخالص یک کنسرت در تهران یا کلانشهرها را به خزانه دولت واریز کند که به گفته چند تن از نماینده های مجلس و مسئولین دولتی از سر ناچاری و کمبود بودجه است. اتفاقی که شاید منجر به ورشکستی صنعت موسیقی در ایران شود.

    موسیقی در ایران که همچون باقی فعالیت های هنری از انواع و اقسام ضعف ها و کج سلیقگی های مدیریت کلان رنج میبرد؛ این بار قانونی با پارامترهای غیرکارشناسی و ناشیانه گریبانگیرش شده است. این قانون دقیقا پرچمدار این حوزه یعنی کنسرت را نشانه گرفته، غافل از اینکه به سختی محقق شدن و در ادامه برچیده شدن کنسرت های موسیقی تمام ارکان آن را تحت شعاع قرار می دهد.

    تصور کنید که یک جوان پا به عرصه موسیقی میگذارد، آیا تمام هدف او رسیدن به استیج و تمام رسالت موسیقی رسیدن آن به گوش مخاطبانش نیست؟! او باید در این مسیر، تولید آن اعم از ترانه، ملودی، تنظیم، میکس و مسترینگ و بعد از آن پخش مجازی و فیزیکی را پشت سر بگذارد.

    رسانه های پخش موسیقی، رسانه های مطبوعاتی و تحلیلی خبری، سالن های برگزاری اجرا ،نوازندگان و.... تماما تحت تاثیر اجرای موسیقی قرار دارند. چگونه می توان به طور اتفاقی برای یک صنعت که در تمام دنیا جزو پولسازترین صنعت ها به شمار می رود تصمیم گرفت؟!

    این 10 درصد را می توان مهم ترین قسمت صنعت موسیقی و 10 درصد پایانی آن دانست که با دریافت آن توسط دولت، کسی راغب به فعالیت در این حوزه نمی ماند و می توان ورشکستی آن را اعلام کرد. 10 درصد از سود ناخالص یعنی 10 درصد از بهای بلیت تمام صندلی های یک اجرا، چه به فروش رسیده باشد و چه نرسیده باشد. تصور کنید در بهترین شرایط و در بین تمام سبک های سخت فروش موسیقی، یک کنسرت پاپ قرار است برگزار شود و استقبال خوبی از آن می شود. آیا نمایندگان محترم مجلس و وزارت ارشاد بر این باورند که کنسرت در کشوری دیگر قرار است برگزار شود؟! اینجا ایران است و تورم چند ده درصدی شامل همه چیز است، هزینه های سالن، خواننده، تبلیغات، اسکان، نورپردازی، صدابرداری و...تنها گوشه ای از هزینه های یه اجرای موسیقی ست. مگر نه اینکه تمامی ارگان های مرتبط برای برگزاری یک اجرای موسیقی پول دریافت می کنند؟! چند صندلی به عنوان مهمان در اختیار ارگان ها و افراد خاص قرار داده می شود؟! 10درصد از این صندلی ها؟!  با این وجود کسر 10 درصد از سود ناخالص یک اجرا یعنی دقیقا دریافت سود خالص یک تهیه کننده موسیقی آن هم در بهترین شرایط! حال خودتان سالن های خالی از جمعیت برای کنسرت ها سنتی، فرهنگی و بومی را تصور کنید، گمان می کنید کسی برای ضرر پا به میدان میگذارد؟! آیا راهکاری برای ناشران و تهیه کنندگان جز فشار صنفی برای افزایش بهای بلیت های کنسرت و خدمات موسیقی که آن هم با قدرت کم خرید مردم نشدنی به نظر می رسد وجود دارد؟

    در تمام دنیا، متولیان حکومتی و فرهنگی برای تعالی فرهنگشان، بیشترین حمایت های مادی و معنوی را در این حوزه نظر می گیرند و برنامه های مدون برای آن ترسیم می کنند اما متاسفانه در کشوری همچون ایران با این پتانسیل فرهنگی، به طور اتفاقی تیشه به ریشه مهم ترین رکن فرهنگش می زنند.

    ادامه مطلب...