خداحافظی اتفاقی با هنر و صنعت موسیقی 1

    به مرگ می‌گیرند تا به تب راضی شویم!(جنجال ده درصدی)

    بند الحاقی 5، به تبصره 9 بودجه سال 98، قانونی که به گفته معاون وزارت ارشاد بر حسب اتفاق تصویب شد! طبق این قانون، وزارت ارشاد موظف است 10 درصد از سود ناخالص یک کنسرت در تهران یا کلان‌شهرها را به خزانه دولت واریز کند که به گفته چند تن از نمایندگان مجلس و مسئولین دولتی از سر ناچاری و کمبود بودجه است. طرحی بدون کارشناسی و آیین نامه! که شاید به معنای خداحافظی اتفاقی با هنر، صنعت موسیقی و ورشکستگی کُمپانی های برگزار کننده باشد!

    پنج قاب از اظهارات مسئولین:

    قاب اول: احد آزادی‌خواه، نماینده ملایر

         آزادی خواه «در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود مخالفت‌های اهالی موسیقی چنین مصوبه‌ای در صحن علنی مجلس به تصویب رسید، اظهار کرد: «این پیشنهاد از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با اخذ نظر اهالی موسیقی پیشنهاد شد و مقاصد هزینه‌‎ای دارد که به توسعه فرهنگ و هنر این مرزوبوم کمک می‌کند.بر اساس بخش هزینه‌‎ای همین بند الحاقی مقرر است درآمد ناشی از این محل جهت ساماندهی فعالیت‌های فرهنگی و هنری تعمیر، تجهیز و اداره مجتمع‌های فرهنگی و هنری شهرستان‌ها غیر از مراکز استان، اختصاص یابد.»

     قاب دوم:پيروز ارجمند، مدیر کل اسبق دفتر موسیقی

         ارجمند: «پس از تغيير روند درآمد موسيقي از عرصه حامل‌هاي صوتي به کنسرت‌ها از دهه 70 به بعد، شاهد کاهش تيراژ آلبوم‌ها زير 5000 مورد (در بهترين حالت) بوديم و همين مسئله باعث شد ما روي اين مسئله که چگونه از سقوط اقتصاد موسيقي جلوگيري کنيم، مطالعه داشته باشيم و جلسات و نشست‌هاي مختلفي را براي آن ترتيب دهيم؛ اما امروز آن طرح «مصادره به نفع» شده است؛ مصادره به نفع وزارت ارشاد نه صنف موسيقي! من به‌ عنوان مديرکل دفتر موسيقي، هيچ اختيار و سهمي در نظارت بر صرف بودجه اختصاص ‌يافته و دريافت گزارش از واحدهاي مختلف نداشتم. وزارت ارشاد به معاونت‌هاي مالي و هنري قدرت مطلقه داده و مديرکل هيچ اختياري ندارد! مديرکل عملاً يک کارمند ساده است! وقتي يک مديرکل نمي‌تواند نظارتي روي بودجه بخش خود داشته باشد، چطور مي‌تواند 40 ميليارد از مبلغي که قرار است از خزانه به وزارتخانه برگردد را نظارت کند تا منجربه رشد و بالندگي موسيقي شود؟ وزارت ارشاد بخش زيادي از وظايف ساختاري خود را که ازجمله سالم‌سازی (تنها 3 سالن استاندارد در کشور وجود دارد)، تسهیلگری (هر خواننده‌اي براي هر اجرا در يک روز، به تعداد اجراها مورد استعلام قرار مي‌گيرد)، تأمين بيمه و امنيت اجتماعي، نظارت بر قيمت‌گذاري سالن‌ها و... است، به نحو درست انجام نمي‌دهد»

    قاب سوم: اظهارات کاراندیش معاون وزیر معاون حقوقی، امور مجلس و استانهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

         کار اندیش «مبلغ هزار و پانصد میلیارد ریال از درآمد حاصله از محل ردیف ٠٥٣٠٠٠ جدول شماره (٩) این قانون به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اختصاص می یابد. که با تصویب نهایی این مصوبه مهم در صحن علنی مجلس، شاهد ساماندهی و توسعه فعالیت های حوزه فرهنگ و هنر در اقصی نقاط کشور باشیم و به حل مسائل این حوزه کمک کنیم .ما در کل کشور ۳۰۰ پروژه در حال احداث داریم که برخی پیشرفت بالا و برخی پیشرفت شان پایین است و برنامه ما بر این است پروژه هایی که دارای پیشرفت بالایی هستند به اتمام برسند و سپس پروژه هایی که پیشرفت کمتری دارند، در دستور کار قرار گیرند.» و در نقل قول دیگری از کاراندیش معاونت پارلمانی و استان های وزارت ارشاد عنوان شده: «که این قانون نیازی به آیین نامه ندارد!»

        اردوان جعفریان ناشر و تهیه کننده موسیقی از بدعتی در تصویب قوانین می گوید: «چطور چنین قانونی با چنین بار مالی از بدنه نازک موسیقی نیاز به آیین نامه ندارد!  قانونی که در کمیسیون تخصصی اش یعنی کمیسیون فرهنگی رد می شود معاونت هنری و مدیر کل دفتر موسیقی وزرات ارشاد مخالفت می کنند و بعد با بردن آن در کمیسیون تطبیق و لابی تصویب شود. با توجه به شرایطی که این قانون دارد هرگز درست اجرا نخواهد شد.»


    قاب چهارم: سیده فاطمه ذوالقدر، نماینده تهران

         خانم فاطمه ذوالقدر در گفت و گویی با ادبیات متفاوتی چون « ارشاد نیاز به بودجه داره، الان دستش خالی ِ»یا « اینا (هنرمندان موسیقی!) درآمداشون خیلی خوبه! » و «اگه صد میلیون درمیارن 10 میلیونشو به ارشاد بدن!» نماد درک سطحی بیشتر مدیران موثر کشوری از حوزه فرهنگ و هنر بوده اند.

         درحالی‌که بودجه موسیقی به‌اضافه هنر‌های تجسمی به‌طور نمونه در سال1395، فقط هفتاد و پنج میلیارد و پانصد میلیون تومان پیش‌بینی ‌شده بود دوستان در وزارت خانه فقط مبلغ صد و پنجاه میلیارد تومان از محل این طرح پیش بینی کردند! چه تضمینی برای درست خرج شدن پولی که از بدنه نحیف هنر دریافت می‌شود وجود دارد؟ اگر خرج پورش و بنز آقازاده‌ها شد چه؟ از مال و جان موسیقی زده شود که دولت باسابقه درخشان اختلاس‌های سال‌های اخیر، مرضی‌الطرفین شود و دوباره برای موسیقی خرج کند؟ در بهترین حالت اجرایی شدن این طرح، بهتر است نهادی خصوصی از بدنه هنر مانند خانه موسیقی دخیل و مجری باشد تا جامعه موسیقی آرامش خاطر بیشتری داشته باشد.

    قاب پنجم: ترابی رفت، الله‌یاری آمد

    علی ترابی که پس از دوران درخشان فرزاد طالبی به‌عنوانم دیرکل دفتر موسیقی انتخاب‌ شده بود. در طول مدت کوتاه مدیریتش با اعتراضات بسیاری از سوی شرکت‌ها و هنرمندان روبه‌رو و از مدت‌ها قبل شایعاتی پیرامون رفتنش در اوایل سال 1398 مطرح‌ شده بود؛کهدرنهایتاستعفای او در رسانه‌ها اعتراض به قانون 10 درصدی عنوان و محمد الله‌یاری جایگزین او شد. الله‌یاری در اولین اظهاراتش در مورد این قانون از اضافه شدن تبصره‌ای به آن مبنی بر معافیت موسیقی دستگاهی، نواحی و کلاسیک از قانون 10 درصدی خبر داد.

    برخی از ابهامات:

    معافیت از مالیات در مقابل قانون ده‌درصدی!

        بر اساس بندهای (ط)، (ی) و (ل) ماده (139) قانون مالیات‌ها مستقیم مؤسسات فرهنگی هنری دارای مجوز از وزارت ارشاد معاف از مالیات می‌باشند چگونه مسئولین محترم وزارت ارشاد نیت اجرایی کردن هم‌زمان این دو قانون رادارند؟ از یک‌سو بر پیکر نیمه‌جان جریانات فرهنگی کشور دم مسیحایی بدمند و از پشت دشنه نابودی در دست بگیرند!

    ده درصد از چه؟!

        درآمد ناخالص یعنی کل درآمد در یک دوره خاص! و درآمد خالص در زبان ساده آنچه شما به خانه برده‌اید است. یعنی درآمد، منهای اشکال مختلف هزینه .در مصوبه دوست‌نداشتنی اخیر، درآمد ناخالص را مد نظر قراردادند. یعنی هر آنچه هزینه کرده‌اید. مهم نیست، ده درصد از آن دولت است!

    وضعیت از این هم بغرنج‌تر است، دوستان ما ده درصد از سُلد اوتی (یعنی فروش کامل سانس را برای خودشان در نظر گرفته‌اند!) یعنی تهیه‌کنندگاندرهرصورت باید ده درصد را تحویل خزانه دولت بدهند حتی در صورت نفروختن حتی یک بلیت!

    با هزینه‌های غیرقابل بیان چه کنیم؟

         برای برگزاری یک اجرای زنده موسیقی به‌ویژه در شهرستان‌ها عموماً از شورای تأمین شهرستان، اماکن، فرماندهی انتظامی، پلیس پیشگیری، راهور، آتش‌نشانی و اورژانس در برگزاری و روند مجوز دخیل هستند، دوستانی که قانونی این‌چنین تصویب می‌کنند. با پول‌ها و هدایایی که در این مسیر برای اخذ مجوز به افراد حقیقی و حقوقی بسیاری پرداخت می‌گردد اندیشیده‌اند؟ آیا از میزان بلیت‌های مهمانی که گاه به ده‌ها میلیون تومان می‌رسد و بیشتر با تحت‌فشار گذاشتن تهیه‌کننده نگون‌بخت اخذ می‌شوند آگاهند؟

    آیا متولیان طرح می اندیشند که کنسرت ها  پِلَنی یکسان برای درآمد و هزینه دارند؟

    با توجه به شرایط فعلی اقتصادی عموماً اجرای پاپ در سالن‌های زیر هزار نفر غیراقتصادیاست و شانس اول آن صرفاً هزینه تبلیغات، گروه، اسکان، پذیرایی، سالن و... است. چگونه تهیه‌کننده مستقل که رویدادهای فرهنگی برگزار می‌کند باید علاوه بر سود نکردن در شانس اول 10 درصد از جیب به خزانه دولت نیز واریز کند.

    سنت‌های حَسنه!

    سنت حسنه شروع از یک درصد خاص و افزایش آن، کافی است دولت را تنها بگذاریمتا در عرض چند سال تا خِرتِناق در درصدهاو قوانین،باج بده اتفاقی باشیم!

    در تمام دنیا، متولیان دولتی و فرهنگی برای تعالی فرهنگشان،مجری بیشترین حمایت‌های مادی و معنوی هستند و برنامه‌های مدونی برای آن ترسیم می‌کنند اما متأسفانه در کشوری همچون ایران با چنینپتانسیلی حوزه فرهنگ به‌طور اتفاقی تیشه به ریشه می‌زنند!

    حال همانند هزاران طرح نپخته و نسنجیده دیگر دولتی پرسش‌های بسیار دیگری نیز بدون پاسخ خواهد ماند:

    • تعریف دوستان از موسیقی هنری چیست؟ آیا در دل موسیقی ژانرهایی همچون راک، جاز، کانتری، بلوز و خیلی از سبک‌های دیگر نهفته نیست که به‌خودی‌خود نیاز به حمایت دارند؟!
    • در تعریف کلان‌شهر، چگونه می‌توان در شهری مانند اصفهان (که اهل‌فن به ظرفیت سالن‌ها، سقف قیمت بلیت و باقی شرایط آن آشنا هستند) قانون نسنجیده فعلی را اجرا نمود؟
    • چرا قانون را برعکس اجرا نکنیم، چرا سالن‌های استانداری ساخته نمی‌شود تا پس‌ازآن از با ارزیابی درست بتوان سود حاصله از اجاره آن را برآورد و بخشی از آن به‌وسیله وزارت مربوطه به چرخه موسیقی برگردد و خرج موسیقی شود؟!
    • در کشوری چنین ثروتنمد، با فرهنگی ریشه دار دولت توانمندی ساختن چند مجتمع فرهنگی هنری را ندارد و باید از جیب بخش خصوصی هزینه کند؟ سیاست های کلان نظام در حمایت بخش خصوصی چقدر زود از یاد مسولین قوه مجریه و مققنه رفت!
    • در شرایطی که اولین واکنش صنف موسیقی نسبت به قانون فعلی افزایش قیمت بلیت‌ها است و با توجه وضعیت آشفته اقتصادی و اجتماعی کشور قشر مستضعف و متوسط را با گران‌تر شدن بلیت‌ها از معدود گزینه‌های تخلیه روحی و روانی خودشان دورتر کنیم؟

    برای ارائه‌ی«هیچ» به موسیقی، از هنری که روی پای خود ایستاده درصدی دریافت می‌کنند (و این روی پای خود ایستادن موسیقی، که پیکر نیمه‌جانش هم چون مرغ نیم بِسمِلی با هزاران زخم کهنه به قیمت خون‌جگرصدها هنرمند در دهه‌های گذشته بوده است)را به آینده حواله می‌دهند، همانند هزاران قانون اجرانشده یا بد اجراشده دیگر در کشور! ( هدفمند کردن یارانه، نمادبزرگی از تصویب نسنجیده و اجرای بد قانون است که تا فرداها دور آسیب‌های آن در اقتصاد ایران نمایان است.)

    ابتدا قانونی در سکوت خبری تصویب می‌شودپس از آن با الحاق بند و تبصره‌ای از مرگ به تب راضی می‌شویم! عدم هماهنگی و انسجام جامعه هنری به‌اضافه آلزایمر ذاتی ما ایرانی‌ها در احقاق حقمان به نظر اِلِمان مؤثری در تصویب و اجرا قوانینی این‌چنین است.

    خبرنامه
    دریافت آخرین اخبار، مقالات و پیشنهادات
    logo-samandehi

    Copyright © 2019 IranMojavez.com

    Designed by HimanPars.ir

    iran mojavez whatsapp iran mojavez facebook iran mojavez aparat iran mojavez instagram iran mojavez telegram iran mojavez youtube iran mojavez soundcloud iran mojavez twitter iran mojavez linkedin iran mojavez tumblr iran mojavez odnoklassniki